تبليغاتX
راز های پرواز آزاد و بلند


راز های پرواز آزاد و بلند

مرا در پستی و بلندی امواج طوفانها رها کن

میدود رگهای سبزم را

باز این زندان سرد نا امیدی ها

دختر زیبای ذهن من

میخرد عشقت، از هوای نا تمامی ها

در سکوت سرد این اتاق

میکنم محبوس، دختری از جنس دریا را

با همین دستان در زنجیر

می کشم  این دختر دلتنگ زیبا را

در نقاط ذهن آرامم

می فشارم خاطرات بی سراپا را

می خروشی در تمام راز های من

میکشم ،

من نقش، شعر های پر معما را

 

 

نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 20:47 توسط راز| |

عشق تو زیباترین گناه است

از لبانم شروع می شود

از شانه هایم عبور می کند

خدا!

واژه بهشت را برلیانم ننوشت

تا تو چشمانت را به انفجار نشینی

آخ!

این دختر چینی لبانش شبه بهشت است

اما بوی گند می دهد

بوی ادمهای مرده، مثل خوابهای من 

این دخترک روی آیینه گناه را در هیچ لغتنامه نخوانده

اما میداند عشق تو زیباترین گناه است

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:23 توسط راز| |


Design By : Night Skin