راز های پرواز آزاد و بلند
مرا در پستی و بلندی امواج طوفانها رها کن
باز این زندان سرد نا امیدی ها دختر زیبای ذهن من میخرد عشقت، از هوای نا تمامی ها در سکوت سرد این اتاق میکنم محبوس، دختری از جنس دریا را با همین دستان در زنجیر می کشم این دختر دلتنگ زیبا را در نقاط ذهن آرامم می فشارم خاطرات بی سراپا را می خروشی در تمام راز های من میکشم ، من نقش، شعر های پر معما را از لبانم شروع می شود از شانه هایم عبور می کند خدا! واژه بهشت را برلیانم ننوشت تا تو چشمانت را به انفجار نشینی آخ! این دختر چینی لبانش شبه بهشت است اما بوی گند می دهد بوی ادمهای مرده، مثل خوابهای من این دخترک روی آیینه گناه را در هیچ لغتنامه نخوانده اما میداند عشق تو زیباترین گناه است
| Design By : Night Skin |

